کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

سکوت سیاه

1

ابرو به هم کشیدم و گفتم

چون من در این دیار بسی هست

2

رو کن به دیگری که دلم را

دیگر نه گرمی هوسی هست

3

رنجور و خسته گفتی : اگر تو

بینی به گرد خویش بسی را

4

من نیز دیده ام چه بسا، لیک

غیر از تو دل نخواست کسی را

5

جانم کشید نعره که ای کاش

این گفته از زبان دلت بود

6

ای کاش عشق تند حسودم

یک عمر پاسبان دلت بود

7

اینک در سکوت شبانگاه

در گوش من صدای تو آید

8

در خلوت نهان خیالم

یادی ز چشم های تو آید

9

آن چشم ها که شب همه شب

عمری به چهره ام نگران بود

10

چشمی که در سکوت سیاهش

صد ناگشوده راز نهان بود

11

چشمم ز چشم های تو خواهد

کان گفته را گواه بیارد

12

دردا که این سیاهی ی مرموز

جز موج راز هیچ ندارد

متن شعر کپی شد.