سایر · سیمین بهبهانی
من و شب
1
چه گویم ؟ چه گویم ز غم ها که دوش
من و آسمان، هر دو، شب داشتیم
2
به امید مردن به پای سحر
من و تیره شب ، جان به لب داشتیم
3
من و آسمان ، هر دو ، شب داشتیم
مرا دل سیاه و ورا چهره تار
4
ورا دیده اختران سوی راه
مرا اختر دیدگان اشکبار
5
شب تیره را دشت تاریک بود
مرا تیرگی بود در جان خویش
6
من از دوری ماه بی مهر خود
شب از دوری مهر تابان خویش
7
شب تیره را روز روشن رسید
مرا تیرگی همچنان باز ماند
8
کتاب شب تیره پایان گرفت
مرا داستان در سر آغاز ماند