کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

اذان

1

در پس آن قله های نیلفام

شد نهان خورشید با آن دلکشی

2

شام بهت آلود می آید فرود

همره حزن و سکوت و خامشی

3

راست گویی در افق گسترده اند

مخمل بیدار و خواب آتشی

4

نقش های مبهمی آمد پدید

روز و شب در یکدگر آمیختند

5

آتش انگیزان مرموز سپهر

هر کناری آتشی انگیختند

6

ابرها چون شعله ها و دودها

سر به هم بردند و در هم ریختند

7

می رباید آسمان لاله رنگ

بوسه ها از قله نیلوفری

8

زهره همچون دختران عشوه کار

می فروشد نازها بر مشتری

9

بی خبر از ماجرای آسمان

می کند با دلبری خنیاگری

10

سروها و کاج های سبزگون

ایستاده در شعاع سرخ رنگ

11

سبز پوشان کرده بر سر ، گوییا

پرنیانی چادر سرخ قشنگ

12

سوده شنگرف می پاشد سپهر

بر سر کوه و درخت و خاک و سنگ

13

مسجد و آن گنبد مینایی اش

چون عروسی با حیا، سرد و خموش

14

در کنارش نیلگون گلدسته ها

همچو زیبا دختران ساقدوش

15

در سکوت احترام انگیز شام

بانگ جان بخش اذان آید به گوش

16

این صدا پیغام مهر و دوستی است

قاصد آرامش و صلح و صفاست

17

گوید : ای مردم ! به جز او کیست ؟ کیست

آن که می جویید و پنهان در شماست ؟

18

هرچه خوبی ، هر چه پاکی ، هرچه نور

اوست، آری اوست، ای او ... خداست

متن شعر کپی شد.