کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

چلچراغ

1

با یاد دیدگان درخشان روشنت

ای بس بلور شعر تراشید طبع من

2

تا هفت رنگ مهر تو بیند در آن بلور

ای بس شعاع خاطره پاشید طبع من

3

از بس به رنج، این دل رنجور خو گرفت،

موی سیاه مخملی ی من سفید شد

4

با درد انتظار چه شب ها به من گذشت

تا چلچراغ شعر ظریفم پدید شد

5

اینک، در اوست شمع فروزنده بی شمار

گویی شکسته بر سرشان نیزه های نور

6

در لاله ها چو چهر عروس از پس حریر

زینت گرفته اند ز آویزه بلور

7

«چشمم زند به شعله این، بوسه نگاه

کاین پر فروغ خاطره دلنواز اوست»

8

«خشمم زند به پیکر آن، سیلی ی عتاب

کان یادگار دوری ی عاشق گداز اوست»

9

این است آن شبی که به ناگاه بوسه زد

بر چهر لاله رنگ ز شرم و حیای من

10

این است آن دمی که به ناگاه پا کشید

از خاطر رمیده دیر آشنای من

11

با دیدگان گرسنه و بی شکیب خویش

می بلعم آن ظرافت و لطف و جمال را

12

فریاد می کشم که ببینید، دوستان

این پرتو تجلی ی نغز خیال را!

13

«اینک، کنار روشنی ی چلچراغ خویش

بنشسته ام به عیش که اینجا نشستنی ست!

14

اما به گوش جانم نجوا کند کسی

کاین چلچراغ - با همه نغزی- شکستنی ست!»

متن شعر کپی شد.