کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

یار نداری

1

چه دلی، ای دل آشفته که دلدار نداری!

گر تو بیمار غمی، از چه پرستار نداری؟

2

شب مهتاب همان به که از این درد بمیری

تو که با ماهرخی وعده دیدار نداری

3

راز اندوه مرا از من آزرده چه پرسی

خون میفشان ز دلم گر سر آزار نداری

4

گل بی خار جهانی که ز نیکو سیرانی

قول سعدی ست که با او سر انکار نداری

5

ای سرانگشت من! این زلف سیه را ز چه پیچی؟

که در این حلقه زنجیر گرفتار نداری

6

دل بیمار زکف رفت و جز این نیست سزایت

که طبیبی پی بهبودی ی بیمار نداری

7

گر چه سیمین، به غزل ها سخن از یار سرودی

به خدا یار نداری! به خدا یار نداری!...

متن شعر کپی شد.