سایر · سیمین بهبهانی
نگاه دار
1
نگاه دار که عمری به راه چون تو سواری
فشانده چشم سرشکی، نشانده اشک غباری
2
به لوح سینه خیالم کشیده نقش عزیزی
بدان عزیز نماید نشانه ها که تو داری
3
کرم نما و فرودآ که پیش دیده حیرت
همان خیال محالی که در کناری و یاری
4
چو واگذاشته ام خلق را ز خویش به عمری
کنون سزد که به خلقم ز خویش وانگذاری
5
چنان به بوی تو دارد تنم هوای شکفتن
که گل ز سنگ برآرم گرم به خاک سپاری
6
به خنده گفتی اگر جز تو را عزیز بدارم
مرا عزیز بداری؟ به گریه گفتم... آری