کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

اخگر

1

دانست چو با او به شکایت سخنم هست

بر جست و به یک بوسه شیرین دهنم بست

2

چون شرم ز عریان شدنم در بر او بود

شد اخگر سوزنده و بر پیرهنم جست

3

تب دارم و شادم که اگر یار در اید

باور نکند تا نکشد بر بدنم دست

4

هر آه که در حسرتش از سینه برآمد

زندانی ی من بود که از بند تنم رست

5

این بی خبران در طلب مستی ی جامند

غافل که نگاه تو شراب است و منم مست

6

فارغ منشین! بوسه ز لب خواه، نه گفتار

کاندر نگه گرم، هزاران سخنم هست

متن شعر کپی شد.