سایر · سیمین بهبهانی
گله
1
شنیدی از همه یاران که سخت بیمارم
نیامدی ز پی پرسشی به دیدارم
2
هنوز امید تو دارم که می کشم نفسی
بیا که نیمه جانی که مانده بسپارم
3
خداگواه من است ای شکسته مو! که هنوز
شکسته عهد تو را من عزیز می دارم
4
ولی میا! که تو در من نظر نخواهی کرد
که کهنه آینه یی پر ملال زنگارم
5
نخواستم که درآیی شبی به کلبه من
ازین خوشم که درآیی دمی به پندارم
6
دلم گرفته تر از آسمان پر ابر است
سرشک گرم چو باران زدیده می بارم
7
گناه چشم تو می بینم ای سیه مژگان
سیاه اگر شد و برگشته بختم و کارم
8
نسیم شوق تو چون گل به لرزه ام افکند
برابرت سر فرمان فرود می آرم
9
ولی چه سود؟ که بی التفات می گذری
هزار مرتبه گر سر به خاک بگذارم
10
به انتظار قدم رنجه کردنی، چشمم
به راه ماند و نبود از قدر سزاوارم