کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

افسون

1

گفتم:«به جادوی وفا، شاید که افسونش کنم»

آوخ که رام من نشد، چونش کنم، چونش کنم؟

2

از دل چرا بیرون کنم، این غم که من دارم ازو؟

دل را، نسازد گر به غم، از سینه بیرونش کنم

3

در بزم نوش عاشقان، حیف است جام دل تهی

گر باده شادی نشد، لبریز از خونش کنم

4

عاقل که منعم می کند، زین شیوه دیوانگی

گر گویمش وصفی ازو، ترسم که مجنونش کنم

5

محبوب می بوسد مرا، من جان نثارش می کنم

سودای پر سود است این، بگذار مغبونش کنم

6

سیمین! به شام هجر او، نیلینه دارم دامنی

از اختران اشک خود، دامان گردونش کنم

متن شعر کپی شد.