کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

رهگذر نیمه ساز

1

جسمی ز داغ عشق بتان، پر شور مراست

روحی چو باد سرد خزان، در به در مراست

2

تا او چو جام با لب بیگانه آشناست

همچون سبو، دو دست ز حسرت به سر مراست

3

گوهر فشاند دیده و تقوای من خرید

تر دامنی ز وسوسه چشم تر مراست

4

گوهر فروش شهر به چیزی نمی خرد

اشکی که پروریده به خون جگر مراست

5

آگه نشد ز آتش پنهان من کسی

حسرت به خودنمایی ی شمع و شرر مراست

6

من صبح کاذبم، ندرخشیده می روم

بر چهره نابگاه ز پیری اثر مراست

7

چون ابر سرخ روی ز خورشید شامگاه

پاینده نیست چهره گلگون، اگر مراست

8

این چشم خونفشان مگرم آگهی دهد

ورنه کجا زحال دل خود خبر مراست؟

9

سیمین! شباب رهگذری نغمه ساز بود

هر دم به گوش، زمزمه اش دورتر مراست

متن شعر کپی شد.