کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شراب

1

بودم شراب ناب به مینای زرنگار

مستی ده و لطیف و فرح بخش و خوشگوار

2

رنگم به رنگ لاله خود روی دشت ها

بویم چو بوی وحشی گلهای کوهسار

3

او از رهی دراز به نزدیک من رسید

آزرده جان و تشنه و تبدار و خسته بود

4

در دیده اش تلاطم اندوه، آشکار

بر چهره اش غبار ملالت نشسته بود

5

چشمش به من افتاد و به ناگاه خنده زد

من همچو گل ز خنده خورشید وا شدم

6

پر کرد جامی از می و شادان به لب نهاد

آه از دمی که با لب او آشنا شدم

7

نوشید او مرا و درنگی نکرد و من

آمیختم به گرمی ی کام و گلوی او

8

مستی شدم، ز جان و تن او برآمدم

چون آتش دمیده بر افروخت روی او

9

زان خستگی که در تن او بود اثر نماند

سرمست، خنده ها زد و گل از گلش شکفت،

10

مینای بی شراب مرا گوشه یی فکند

زان پس میان قهقهه فریاد کرد و گفت

11

«-هر چند کام تشنه من ناچشیده بود

زین خوب تر شراب گوارای دیگری

12

زان پیشتر که رنج خمارم فرا رسد

باید شراب دیگر و مینای دیگری!»

متن شعر کپی شد.