سایر · سیمین بهبهانی
نگاه بی گناه
1
تا از نگاه غیر بپوشم نگاه تو
مژگان شوم به حلقه چشم سیاه تو
2
خواهم چو جام باده بگردم به بزم نوش
تا آشنا شوم به لب باده خواه تو
3
خواهم - به رغم گوشه میخانه های شهر
آغوش خویش را کنم از غم، پناه تو
4
چون اختر سرشک تو در مستی تو کاش
می ریختم به چهره هم رنگ ماه تو
5
روح مرا خدا همه از شام تیره ساخت
اما چرا نه تیرگی ی خوابگاه تو؟
6
۰۰۰
دردا که عاقبت نشستم به راه تو
7
چون مادر از نوازش و مهرم چه چاره هست
با کودک نگاه چنین بی گناه تو؟
8
خورشید بهمنی تو و لطفت مدام نیست
اما خوشم به مرحمت گاه گاه تو
9
سیمین! به شام تیره، مخور غم که هر شبی
روشن شود ز شعله سوزان آه تو