کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

ای خوش آن روز

1

ای خوش آن روز که با یار سر و کارم بود

بی سخن با نگهش فرصت گفتارم بود

2

آن که من بسته زنجیری ی مویش بودم

وه، چه خوش بود! که او نیز گرفتارم بود

3

گر چه در خانه من بود ز هر گونه چراغ

یاد او شمع شب افروز شب تارم بود

4

صبحدم نور چو در پنجره ها می خندید

در برم خنده به لب بوسه طلب یارم بود

5

وقت تابیدن خورشید در ایینه آب

روی او نیز در آیینه پندارم بود

6

حیف و صد حیف که امروز به هیچم بفروخت

آن سیه چشم که یک روز خریدارم بود

7

گر چه یارم شده امروز دلازارم، لیک

یاد می آرم از آن روز که دلدارم بود

متن شعر کپی شد.