کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

گل یخ

1

این چنین سخت که آشفته ای ای چشم کبودم

به خدا شیفته هیچ سیه چشم نبودم

2

زنگ بالای سیاهی ست کبودی، که من اینک

نقش هر چشم سیه را ز دل خویش زدودم

3

دیر در دامنت آویختم ای عشق! چه سازم؟

به زمستان تو همچون گل یخ دیده گشودم

4

بوسه گمشده ام بود به لب های تو پنهان

که به دلخواه، شبی بر لب کس چهره نسودم

5

جگرم چکه شد از خنجر خونریز ملامت

تا چو گل راز دل خویش به بیگانه نمودم

6

سوختم، سوختم از عشق تو چون شاخه خشکی

به امیدی که برآید ز سر کوی تو دودم

7

آه سرد است، نه شعر این که سراید لب سیمین

آتش مهر تو باید که شود گرم، سرودم

متن شعر کپی شد.