کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

سایه دیوار

1

دل دیوانه ام ای دوست! اگر یار تو می شد

به خدا، تا دو جهان هست، وفادار تو می شد

2

دیگران بسته زنجیر تو هستند، چه سازم؟

ورنه دانی دل دیوانه گرفتار تو می شد

3

مژه می زد به رخ زرد و غمینم رقم خون

تا سخن ساز غمت کلک گهربار تو می شد

4

من بر آن سینه محزون سر خود را ننهادم

که گرانبار ز غم بود و گران بار تو می شد

5

به تسلای تو می رفت سخن ها به زبانم

دل بیمار مرا بین که پرستار تو می شد

6

خوب شد! خوب شد ای شمع، که پروانه نداری

که غم سوختنش مایه آزار تو می شد

7

همچو خاتم به دهان می شدت انگشت ندامت

گر کسی، ای گهر پاک! خریدار تو می شد

8

تا به آغوش من از تابش خورشید گریزی

کاش یک روز، تنم سایه دیوار تو می شد

9

تا گشایی دل تنگش به سرانگشت نوازش

کاش دلباخته سیمین، گره کار تو می شد

متن شعر کپی شد.