کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

افسانه پری

1

خفته در من دیگری، آن دیگری را می شناس

چون ترنجم بشکن آنگه آن پری را می شناس

2

من پری هستم به افسون در ترنجم بسته اند

تا رها سازی مرا، افسونگری را می شناس

3

سوی سامانم بیا، با خود دل و جان را بیار

کاروانی مرد باش و رهبری را می شناس

4

هفت کفش آهنین و هفت سال آوارگی

این من و فرمان من، فرمانبری را می شناس

5

نه، پری گفتم، غلط گفتم، زنی سوداییم

در من آشفته، سوداپروری را می شناس

6

یک زنم کز سادگی آسان به دام افتاده ام

خوش خیالی را نگر، خوش باروی را می شناس

7

آفتابم، بی تفاوت تن به هر سو می کشم

بی دریغی رپا ببین، روشنگری را می شناس

8

۰۰۰

دیده بگشا، معنی ی سیمین بری را می شناس

متن شعر کپی شد.