کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

دیوانگی

1

یارب مرا یاری بده، تا خوب آزارش کنم

هجرش دهم، زجرش دهم، خوارش کنم، زارش کنم

2

از بوسه های آتشین، وز خنده های دلنشین

صد شعله در جانش زنم، صد فتنه در کارش کنم

3

در پیش چشمش ساغری، گیرم ز دست دلبری

از رشک آزارش دهم، وزغصه بیمارش کنم

4

بندی بپایش افکنم، گویم خداوندش منم

چون بنده در سودای زر، کالای بازارش کنم

5

گوید میفزا قهر خود، گویم بکاهم مهر خود

گوید که کمتر کن جفا، گویم که بسیارش کنم

6

هر شامگه در خانه یی، چابک تر از پروانه یی

رقصم بر بیگانه یی، وز خویش بیزارش کنم

7

چون بینم آن شیدای من، فارغ شد از سودای من

منزل کنم در کوی او، باشد که دیدارش کنم

8

گیسوی خود افشان کنم، جادوی خود گریان کنم

با گونه گون سوگند ها، بار دگر یارش کنم

9

چون یار شد بار دگر، کوشم به آزار دگر

تا این دل دیوانه را، راضی ز آزارش کنم.

متن شعر کپی شد.