کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

گل قاصد

1

نپسندم این که روی ز منت خبر نباشد

گل قاصدی فرستم به تو، نامه گر نباشد

2

گل قاصدی فرستم که پیام من بگوید

که به جز ویم کسی محرم نامه بر نباشد

3

چو پیام من شنیدی پر او بگیر و بشکن

که به جز تو سوی یار دگرش گذر نباشد

4

نه، که خود شکسته بال است، و گرنه کس پیامی

ز شکسته دل نیارد که شکسته پر نباشد

5

تویی آن گهر که کس قدر ترا نمی شناسد

ز چه بازوان من حلقه این گهر نباشد

6

غم دوریت نهالی است به باغ شب شکفته

که نسیم شاخسارش نفس سحر نباشد

7

به رخم نمی کند آتش بوسه لبت گل

چه ثمر ز عودسوزی که در او شرر نباشد؟

8

چو عروسکم ز سردی، که دو دیده بلورم

همه عمر در نگاه است و در او اثر نباشد

9

بت معبد خیالم، به پرستشم گروهی

به نیاز در نمازند و مرا خبر نباشد.

متن شعر کپی شد.