سایر · سیمین بهبهانی
باغ مهتاب
1
دیشب، ای بهتر ز گل! در عالم خوابم شکفتی
شاخ نیلوفر شدی در چشم پر آبم شکفتی
2
ای گل وصل از تو عطرآگین نشد آغوش گرمم
گر چه بشکفتی ولی در عالم خوابم شکفتی
3
بر لبش، ای بوسه شیرین تر از جان! غنچه کردی
گل شدی، بر سینه هم رنگ سیمابم شکفتی
4
شام ابرآلود طبعم را دمی چون روز کردی
آذرخشی بودی و در جان بی تابم شکفتی
5
یک رگم خالی نماند از گردش تند گلابت
ای گل مستی که در جام می نابم شکفتی
6
بستر خویش از حریری نرم چون مهتاب کردم
تا تو چون گل های شب در باغ مهتابم شکفتی
7
خوابگاهم شد بهشتی، بسترم شد نوبهاری
تا تو، ای بهتر ز گل! در عالم خوابم شکفتی.