کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

من و تو

1

بود عمری به دلم با تو که تنها بنشینم

کامم کنون که برآمد بنشین تا بنشینم

2

پاک و رسوا همه را عشق به یک شعله بسوزد

تو که پاکی بنشین تا من رسوا بنشینم

3

بی ادب نیستم اما پی یک عمر صبوری

با تو امشب نتوانم که شکیبا بنشینم

4

شمع را شاهد احوال من و خویش مگردان

خلوتی خواسته ام با تو که تنها بنشینم

5

من و دامان دگر از پی دامان تو؟ حاشا!

نه گیاهم که به هر دامن صحرا بنشینم

6

آن غبارم که گرم از سر دامن نفشانی

برنخیزم همه عمر و همین جا بنشینم

7

ساغرم، دورزنان پیش لبت آمدم امشب

دستگیری کن و مگذار که از پا بنشینم.

متن شعر کپی شد.