کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

دو رنگی

1

همچو نور، از چشمم، رفتی و نمی آیی

بی تو دیده جان را، بسته ام ز بینایی

2

تا زمن شدی غافل، سرزدم به هر محفل

بی تو عاقبت کارم، می کشد به رسوایی

3

از دورنگی ی یاران، وزفریب عیاران

دیدم و چه ها دیدم، یک به یک تماشایی

4

آ فتاب را دیدم، هفت رنگ و فهمیدم

اینکه نیست بی رنگی، زیر چرخ مینایی

5

حال من اگر خواهی، لاله دارد آگاهی

زان که جان او سوزد، همچو من ز تنهایی

6

گر دعا کنم شاید، خواهم اینکه افزاید

درتو آن جفا کیشی، در من این شکیبایی

7

دانم اینکه از دوری، خسته ای و رنجوری

سینه کرده ام بستر، تا بر او بیاسایی

8

دمبدم لب سیمین، پرسد از خیالت این:

بینم آن که بازآیی، بینم آن که بازآیی؟

متن شعر کپی شد.