کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

خاکستر خیال

1

دیشب که خفته بودی، در بستر خیالم

می سوخت از تمنا، پا تا ز سر خیالم

2

من جام ها کشیده، از باده وصالت

تو کام ها گرفته، از دختر خیالم

3

شب چون به آتش تو، اندیشه پر بسوزد

شعر و ترانه گردد، خاکستر خیالم

4

ای تشنه کام عاشق، بس کن هوس، که ترسم

غیر از جنون ننوشی، از ساغر خیالم

5

تا موج خیز چشمم، دردانه پرور آمد

پیرایه بست عالم، با گوهر خیالم

6

گر سوی کس به جز تو، روزی گشوده گردد

پیوسته بسته بادا، بال و پر خیالم

7

جز نام دوست، سیمین! حرفی دگر نخواندم

چندان که خیره ماندم، در دفتر خیالم.

متن شعر کپی شد.