کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

دیشب

1

عشقش ز جان تیره من سر کشیده بود

در سنگلاخ خاطر من گل دمیده بود

2

چون سبز جامه، غنچه صفت، پیکر مرا

از چشم ها نهفته و در بر کشیده بود

3

ای باغبان عشق! تو تا با خبر شدی

لبهاش از لبم گل صد بوسه چیده بود

4

عشقم هزار پرده پرهیز سوخته

شوقم هزار جامه تقوا دریده بود

5

بر لوح ساده دل دیرآشنای من

رنگ هزار باغ و بهار آ رمیده بود

6

جانم همه شرار و به پیکر نشسته گرم

خونم همه شراب و به رگ ها دویده بود

7

می سوخت شمع عشق به فانوس چشم من

وان روشنی به خلوتم از نور دیده بود

8

از بوسه واگرفت و هم از بوسه باز داد

جان را که دور از او به لبانم رسیده بود.

متن شعر کپی شد.