کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

آشتی

1

چندی به قهر گر چه زما رخ نهفته بود

دیشب ز آشتی به برم تنگ خفته بود

2

شب تا سحر نخفته و در پیش روی ماه

گه بوسه وام داده و گاهی گرفته بود

3

بودم بهار حسن که از همت لبش

گل های بوسه بر سر و رویم شکفته بود

4

در پایش اوفتادم و دانست عاشقم

این راز اگرچه در دل تنگم نهفته بود

5

خاموش بود و قصه او را به گوش من

آن دل که می طپید به صد شور گفته بود

6

سیمین نثار مقدم پر مهر دوست کرد

آن دانه های در که شب هجر سفته بود.

متن شعر کپی شد.