کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

گو آفتاب برآید

1

آیات مصحف عشقم، کس خواندنم نتواند

وان کس که مدعیم شد ، غیر از دروغ نخواند

2

چونان سیاوش پاکم ، از دود و شعله چه باکم

آتش به رخت سفیدم ، خاکستری نفشاند

3

دل را برابر یاران، چون گل به هدیه نهادم

دیوانه آن که به تهمت ، خون از گلم بچکاند

4

آن شبنمم که سراپا ، در انتظار طلوعم

گو آفتاب براید ، وز من نشانه نماند

5

جان را به هیچ شمردم ، این است رمز حضورم

دشمن بداند و دردا، کاین نکته دوست نداند

6

رویای باغ بهشتم ، در نقش پرده خوابت

شیطان به کینه مبادا ، این پرده را بدراند

7

چون صبح آیت حقم، تصویر طلعت حقم

عاقل طلیعه حق را ، در گل چگونه کشاند ؟

8

جز آفتاب و به جز من ، ظلمت زدا و صلا زن

پیغام نور و صدا را ، سوی شما که رساند ؟

9

گفتی چرا نکشندم ، زیرا هر آن که به کشتن

جسم مرا بتواند ، شعر مرا نتواند

متن شعر کپی شد.