کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

مسوزان

1

ایا صیاد رحمی کن، مرنجان نیم جانم را

بکن بال و پرم، اما مسوزان استخوانم را

2

اگر قصد شکارم داشتی اینک اسیرم من

دگر از باغ بیرون شو، مسوزان آشیانم را

3

به گردن بسته ای چون رشتۀ بر پای زنجیرم

مروت کن اجازت ده که بگشایم زبانم را

4

به پیرامون گل از بس خلیده خار در پایم

شده خونین بهر جای چمن بینی نشانم را

5

در این کنج قفس دور از گلستان، سوختم، مردم

خبر کن ای صبا از حال زارم، باغبانم را

6

ز تنهائی دلم خون شد، خدا را محرم رازی

که بنویسم بسوی دوستانم، داستانم را

7

من بیچاره آن روزی به قتل خود یقین کردم

که دیدم تازه با گرگ الفتی باشد، شبانم را

8

اسیرم ساخت در دست قضا و پنجۀ دشمن

دوچار خواب غفلت کرد از اول پاسبانم را

متن شعر کپی شد.