کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

تبری

1

تا پریشان به رخ آن زلف سمن ساست تو را

جمع اسباب پریشانی دلهاست تو را

2

دست بردی به رخ از شرم و حریفان گفتند

که تو مو سائی و عزم ید بیضاست تو را

3

همچو ترسا بچگان عود و صلیب افکندی

یا حمایل زد و سو زلف چلیپاست تو را

4

قبلۀ خلق بود گوشۀ ابروی تو زان

کعبه و میکده و دیر و کلیساست تو را

5

سرو را به تو چه نسبت، مه نو را چه نشان

قامتی معتدل و طلعت زیباست تو را

6

سر کوی تو بود محشر خونین کفنان

خود به بام آی اگر میل تماشاست تو را

7

بتولات صبوحی به دو عالم زده پای

با چنین دوست بگو از چه تبراست تو را

متن شعر کپی شد.