کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

چشم هندو

1

یاد از آن روزی که کس را ره در این محضر نبود

ما و دل بودیم و غیر از ما کس دیگر نبود

2

آشنا با لعل جانبخش تو هر شب تا سحر

وقت مستی جز لب ما و لب ساغر نبود

3

زلف جادویش چنین جادوگری بر سر نداشت

چشم هندویش چنین طرار و وحشیگر نبود

4

جز زبان شانه و دوست من و باد صبا

دست کس با زلف مشکین تو بازیگر نبود

5

چهر زرد و اشک گلگونم بها و قیمتی

داشت در نزد تو و حاجت به سیم و زر نبود

6

دوش در مستی بعزم کشتنم برخاست لیک

مردم از حسرت که در دستش چرا خنجر نبود

7

قصه ها از بی وفائیها صبوحی تا ابد

بر زبان ها رانده شد لیکن مرا باور نبود

متن شعر کپی شد.