کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

پرده های راز

1

دو چشم مست تو، خوش می کشند ناز از هم

نمی کنند دو بد مست، احتراز از هم

2

شدی به خواب و به هم ریخت خیل مژگانت

گشای چشم و جدا کن سپاه ناز هم

3

میان ابرو و چشم تو، فرق نتوان داد

بلا و فتنه ندارند امتیاز از هم

4

کس از زبان تو، با ما سخن نمی گوید

چه نکته ایست که پوشند اهل راز از هم

5

شب فراق تو بگسیخت در کف مطرب

ز سوز سینۀ من، پرده های ساز از هم

6

به باغ سرو صنوبر چو قامتت دیدند

خجل شدند ز پستی، دو سر فراز از هم

7

پری رخان چو گرفتار و درهمم خواهند

گره زنند به زلف و کنند باز از هم

8

تو در نماز جماعت مرو که می ترسم

کشی امام و بپاشی صف نماز از هم

9

دلم به زلف تو، مانند صعوه می ماند

که اش به خشم بگیرن د دو شاهباز از هم

10

تو بوسه از دو لبت دادی و صبوحی جان

به هیچ وجه، نگشتیم بی نیاز از هم

متن شعر کپی شد.