کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گلگون قبا، خونین کفن

1

از حسرت شمع رخت، افتاده در طرف چمن

یکجا صبا، یکجا خزان، یکجا گل و یکجا سمن

2

برقع ز عارض برفکن تا عالمی شیدا شود

فوجی ز رو، بعضی ز مو، خلقی ز لب، من از دهن

3

چون در تکلم می شوی از حسرتت گم می کند

سوسن زبان، قمری فغان، بلبل نوا، طوطی سخن

4

اندر خرامشهای تو از طرف بستان می فتد

سرو از قد و آب از روش، رنگ از گل و حالت ز من

5

ببرید خیاط ازل دو جامه بر اندام ما

بهر تو گلگون قبا، وز بهر من خونین کفن

6

هر گه که بنشینی ز پا، برگرد سر می گرددت

شمع از زمین، ماه از زمان، عقل از سر و روح از بدن

7

از وصف آن خورشید رو، پرسد صبوحی گفتمش:

رخساره مه، زلفان سیه، چشمان غزال، ابرو ختن

متن شعر کپی شد.