کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

بیدل حیران

1

توئی در ملک جان، جان و چه جانی؟ جان مهرویان

تو سروی و قدت محشر، چه محشر؟ محشر دوران

2

جمالت مجمع ما شد، چه مجمع؟ مجمع خوبان

چه خوبی؟ خوبی یوسف، چه یوسف؟ یوسف کنعان

3

بود چشمت یکی جادو، چه جادو؟ جادوی کافر

چه کافر؟ کافر رهزن، چه رهزن؟ رهزن ایمان

4

دهان تو بود غنچه، چه غنچه؟ غنچۀ دلکش

چه دلکش؟ دلکش و خرم، چه خرم؟ خرم و خندان

5

چه جانسوز است بر آتش، چه آتش؟ آتش محنت

چه محنت؟ محنت دوری، چه دوری؟ دوری جانان

6

سر کویت بود کعبه، چه کعبه؟ کعبۀ مردم

چه مردم؟ مردم دیده، چه دیده؟ دیدۀ گریان

7

صبوحی تا شدت بنده، چه بنده؟ بندۀ بیدل

چه بیدل؟ بیدل عاشق، چه عاشق؟ عاشق حیران

متن شعر کپی شد.