کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

وطن تو

1

دلم فتاده بر آن زلف پرشکن که تو داری

قرار برده ز من آن لب و دهن که تو داری

2

لبت چو غنچه، رخت چو بنفشه، زلف چون سنبل

کسی ندیده از این خوبتر چمن که تو داری

3

ز بوی پیرهنت زنده می شود دل مرده

چه حکمت است در این بوی پیرهن که تو داری

4

کجاست شهر و دیار و کجا بود وطن تو

خوشا به مردم آن شهر و آن وطن که تو داری

5

مرا غلام خودت کن که هیچ خواجه ندارد

چنین غلام هنرپیشه چو من که تو داری

متن شعر کپی شد.