کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

این غزل ها همه جان پاره دنیای منند

1

پیش از آنی که به یک شعله بسوزانمشان

باز هم گوش سپردم به صدای غمشان

2

هر غزل گر چه خود از دردی و داغی می سوخت

دیدنی داشت ولی سوختن با همشان

3

گفتی از خسته ترین حنجره ها می آمد

بغضشان، شیونشان، ضجه زیر و بمشان

4

نه شنیدی و مباد آنکه ببینی روزی

ماتمی را که به جان داشتم از ماتمشان

5

زخم ها خیره تر از چشم تو را می جستند

تو نبودی که به حرفی بزنی مرهمشان

6

این غزل ها همه جان پاره دنیای منند

لیک با این همه از بهر تو می خواهمشان

7

گر ندارند زبانی که تو را شاد کنند

بی صدا باد دگر زمزمه مبهمشان

8

فکر نفرین به تو در ذهن غزل هایم بود

که دگر تاب نیاوردم و سوزاندمشان

متن شعر کپی شد.