کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲ - در مقامی که رسد زو به دل و جان آسیب...

1

در مقامی که رسد زو به دل و جان آسیب

نبود جان خردمند ز رفتن به نهیب

2

ناشکیبا مشو ار باز گذارد جانت

خانه ای را که ز ویران شدنش نیست شکیب

3

تن یکی خانۀ ویرانی و بی سامانی ست

نتوان داشت در او جان و روان را به فریب

4

گر چه پیوستۀ جان است تن تیره، ولیک

شاخ را نیست خبر هیچ ز بویایی سیب

5

گر چه از جان به شکوه است و به نیرو، هر تن

جان نگیرد ز تن تیره به زیبای زیب

6

دیدۀ جان خرد است و روشش اندیشه

ناید از کوری و کری تنش هیچ آسیب

7

چشم جان روشن و بیناست ز نزدیک و ز دور

پای اندیشه روان است بر افراز و نشیب

8

بی گمان باش خردمند، که در راه یقین

خردت راست رود با تو، گمانت به وریب

متن شعر کپی شد.