غزل · باباافضل کاشانی
غزل شماره ۳ - دارم دلی مخاطره جوی بلا پرست...
1
دارم دلی مخاطره جوی بلا پرست
سرگشته رای گم شده عقل هوا پرست
2
با درد و غم به طبع، چو یاری وفا نمای
با جان خود به کینه، چو خصمی جفا پرست
3
سعی ام هبا شده است و طلب بیهده، از آنک
بیهوده جوی شد دل و دیده هوا پرست
4
ممکن که من نه آدمی ام، ز آنکه آدمی
یا بت پرست باشد و یا بس خدا پرست