کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شماره ۳۰ - سرنیزه

1

قاعده ملک ز سر نیزه است

کس نزند بر سر سرنیزه دست

2

عدل شود از دم سرنیزه راست

فتنه شود از سر سرنیزه پست

3

بس سر سرکش که به سرنیزه رفت

بس دل ریمن که ز سرنیزه خست

4

فتنه بود صعوه و سرنیزه باز

ظلم بود ماهی و سرنیزه شست

5

همره سرنیزه بباید دو چیز

مغز حکیم و دل یزدان پرست

6

با خرد و راستی و تیغ و تیز

پشت بداندیش توانی شکست

7

آنکه به سرنیزه نمود اکتفا

با کف خود دیده توفیق بست

8

پند بناپارت بباید شنود

رشته پندار بباید گسست

9

تکیه به سرنیزه توان داد، لیک

بر سر سرنیزه نباید نشست

متن شعر کپی شد.