کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شماره ۳۹ - دست شکسته

1

بشکست گرم دست چه غم ؟ کار درست است

کسری ز شکستم نه ، که افکار درست است

2

آن را چه خطائیست که رفتار صواب است

و آن را چه شکستی است که گفتار درست است

3

گر دست چپم بشکست ای خواجه غمی نیست

در دست دگر کلک گهربار درست است

4

فخری نه گر از دست چکد خون به ره دوست

گر خون چکد از دیده خونبار درست است

5

از سر بگذر تا که ننالی ز غم دست

شو بر سر این نکته که بسیار درست است

6

از دست تو دستم به گریبان نرسد، لیک

چندان که برآید سوی دادار، درست است

7

گر دست پرستار بلرزد به مداوا

دل رنجه مکن تا دل بیمار درست است

8

دست جهلاگر که بود راست ، فکار است

دست عقلاگر بود افکار، درست است

9

گو بشکند از حادثه صدبار، هرآن دست

کز وی نرسد بر دلی آزار، درست است

10

وان دست که آزار دل مورچه ای خواست

هرچند درست است ، مپندار درست است

11

اندر ره عشق ار برود دست ، چه حاصل

گر سر برود در قدم یار، درست است

12

از دست بهار ار قدحی باده فروریخت

عهد خم و خمخانه و خمار درست است

متن شعر کپی شد.