کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شماره ۴۳ - غم

1

گویی علامت بشر اندر جهان ، غم است

آن کس که غم نداشت نه فرزند آدم است

2

شاعر پیمبری است خداوند او شعور

کاو از خدای خویش همه روزه ملهم است

3

هستم فدای طرفه خدایی که بر قلوب

الهام ها فرستد و جبریل او غم است

4

بر گردن حیات بپیچیده عقل و عشق

این هر دو مار با همه کس یار و همدم است

5

ماریست عقل ، یک دم و چندین هزار سر

یعنی که عقل با غم بسیار توام است

6

ماریست عشق ، یکسر و چندین هزار دم

یعنی غمی که بر همه غم ها مقدم است

7

هر زنده ای که نیست گرفتار این دوبند

او آدمی نه ، بل حیوان مسلم است

8

نزدیک من حیات بجز رنج و درد نیست

رنج است و غصه زندگی ار بیش و ار کم است

9

دیدم به عمق جنگل هندوستان ، بهار

جوکی گرفته ماتم و بوزینه خرم است

متن شعر کپی شد.