کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شماره ۵۴ - نوش جانت

1

ای محمدخان به دژبانی فتادی ، نوش جانت

ابروی تازه را از دست دادی نوش جانت

2

در حضور پهلوی اردنگ خوردی ، مزد شستت

هی کتک خوردی و هی بالا نهادی ، نوش جانت

3

در سر راه خلایق از جهالت چاه کندی

عاقبت خود اندر آن چاه اوفتادی ، نوش جانت

4

در دلت بنشست هر نیری که از شست خیانت

جانب دل های مظلومان گشادی، نوش جانت

5

همچو عقرب بودی آبستن به زهرکین و لیکن

خصم جانت گشت هر طفلی که زادی ، نوش جانت

6

سال ها در پشت میز ظلم بنشستی و آخر

در بر میز مجازات ایستادی ، نوش جانت

7

مدتی چشم و چراغ مملکت بودی و اینک

چون چراغ کور پیش تندبادی ، نوش جانت

8

آنچه در شش سال کشتی جمله خوردی باد نوشت

آنچه در یک عمر بردی جمله دادی ، نوش جانت

9

چون کنون پس می دهی یکسر مکافات عمل راا

آنچه بردی وآنچه خوردی وآنچه کردی نوش جانت

10

با جهاد اکبر مظلوم در عین رفاقت

بی وفایی کردی و زین کرده شادی نوش جانت

11

قافیه گودال شو، زین بی وفایی ها به دوران

تا ابد سیلی خور آه جهادی نوش جانت

متن شعر کپی شد.