کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شماره ۹۳ - هفت شین

1

شد وقت آنکه مرغ سحر نغمه سر کند

گل با نسیم صبح ، سر از خواب برکند

2

نرگس عروس وار خمیده به طرف جوی

تا خویش را درآینه هر دم نظرکند

3

لاله گرفته جام عقیقین به زیر ابر

تا با سرشگ ابر، لب خشک تر کند

4

وقتست تاکه نطفه زندانی نبات

زندان خاک بشکند و سر بدرکند

5

باد صبا به دایگی ابر و آفتاب

طفل شکوفه را به چمن خشک و ترکند

6

در مخزن شکوفه نهد دست صنع ، شیر

وان شیر را بدل به گلاب و شکر کند

7

گویی که کارخانه قند است بوستان

کاجرای امر پادشه بحر و برکند

8

بودم امیدوار، که بعد از چهار سال

شاه جهان به چاکر دیرین نظر کند

9

گوید دور گوشه نشینی بسر رسید

باید بهار جامه خدمت به برکند

10

برگیرد آن قلم ، که به ایران و شرق و غرب

فرزانه نسبتش به نبات و شکر کند

11

بگشاید آن زبان ، که در آفاق علم و فضل

دانا ز جان و دل سخنانش ز بر کند

12

از معجزات شاه بسی کارنامه ها

در روزگار، ورد زبان بشر کند

13

یک نیمه عمر او ، به ره خلق شد به باد

باید کنون تدارک نیم دگر کند

14

از ناکسان به غیر زیان و ضرر ندید

از لطف شاه ، دفع زبان و ضرر کند

15

بیرون ز چاپلوسی بارد، حقایقی

ز اوصاف شه به گرد جهان مشتهر کند

16

درکسوت معانی شیرین به نظم و نثر

احوال ملک را همه جا جلوه گر کند

17

از لطف شاه ، دربدران را دهد نوید

وز مهر شاه ، بیخبران را خبر کند

18

زیر لوای خسرو ایران ز جان و دل

از اهل فضل گرد، سپاه و حشر کند

19

*

*

20

با این امید سال بسر بردم ، ای دریغ !

غافل که بخت ، کار من از بد بتر کند

21

در موسمی که مرغ کند تازه آشیان

شاهم ز آشیان کهن دربدر کند

22

در خانه پنج طفل و زنی رنج دیده را

گریان ز هجر شوهر و یاد پدر کند

23

شاها روا مدار که بر جای هفت سین

با هفت شین کسی شب نوروز سر کند

24

شکوا و شیون و شغب و شور و شین را

با ذکر شه شریک دعای سحر کند

متن شعر کپی شد.