کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شماره ۱۹۲ - دین و دولت

1

مژده که بگرفت جای از بر تخت کیان

شاه جهان پهلوی میر جهان پهلوان

2

نابغه راستین ، قائد ایران زمین

پادشه بی قرین ، خسرو صاحبقران

3

شیردل و پیل تن ، یکه سوار وطن

فارس لشکرشکن، قائد کشورستان

4

مهر ز برجیس خواست کاصل سعادت کجاست

روی به شه کرد راست گفت که آنست آن

5

تا تو نشستی به تخت تا تو رسیدی به گاه

گشت سمرها درست گشت خبرها عیان

6

فر تو تجدید کرد، عهد تو تکرار داد

عزم تو کرد استوار، بخت تو کرد امتحان

7

خسروی کیقباد، سلطنت داربوش

واقعه اردشیر، نهضت نوشیروان

8

باش که از فر بخت ، باز مکرر کند

عهد همایون تو، شوکت عهدکیان

9

سرحد ایران کند، فسحت دیرینه کسب

با سخن پارسی امر تو گردد روان

10

از در اشروسنه تا لب اروند رود

وز لب درباب روم ، تا در هندوستان

11

پرتو انصاف و عدل ، کرده منور زمین

غرش سعی و عمل ، خاسته تا آسمان

12

بر سخنان بهار، پادشها گوش دار

وین گهر شاهوار، گیر ز من رایگان

13

کوش به سر و علن ، در بد و خوب وطن

تا نشود راهزن ، بدرقه کاروان

14

شاه بود ناگزیر، در همه حال ، از وزبر

تجربه باید زپیر، هست چو دولت جوان

15

پاک وزیری صمیم، قاعده دان و کریم

در همه جا مستقیم ، بر همه کس مهربان

16

نزد خلایق عزیز، نزد خداوند نیز

خوش صفت و باتمیز، باخرد وکاردان

17

چشم طمع دوخته ، شهوت خود سوخته

تجربه آموخته ، از فترات جهان

18

بی طمعی پیشه اش ، مهر شد اندیشه اش

تا نزند تیشه اش ، ربشه امن و امان

19

مجلس شورا سترگ، روح وکیلان بزرگ

بهر بداندیش گرگ، بهر خلایق شبان

20

لیک همه حق پرست ، جمله به شه داده دست

در ره اصلاح مست بهر وطن کنده جان

21

نه همه شورش طلب ، نه همگی بسته لب

نه همه والانسب ، نه همه بی خانمان

22

خصم تعلل کند، بلکه تجاهل کند

چون که تعادل کند، پادشه و پارلمان

23

شد چو یکی زبن دو سست نیست تعادل درست

کار ترازو نخست ، شد به دوکفه روان

24

مسئله انتخاب ، اصل بود در حساب

تاکه شوی کامیاب ، سعی بفرما در آن

25

ملت و دلشادیش ، هست در آزادیش

ره چو نشان دادیش سخت مگردان عنان

26

عامه چو شد دین تباه ، سهل شماردگناه

منکر دین را مخواه ، دشمن دین را بران

27

دولت و دین هم نواست ، ملت بی دین خطاست

زانکه در اصل بقاست ، دولت و دین توامان

متن شعر کپی شد.