کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شماره ۱۹۶ - زیان تازیان

1

روزی رسد که آید پیکی ز هندوان

گوید دهید مژده که آمد خدایگان

2

با فر اورمزد، چو خورشید بردمید

بهرامشاه کی زاد، ارمزد هندوان

3

پویان به پیش لشکر او پیل ها هزار

بر پیل سر، یکایک بنشسته پیل بان

4

اسپهبدان برند همی پیش لشکرش

آراسته درفش به آیین خسروان

5

زیدر به ملک هند به هنجار زیرکی

باید گسیل کرد یکی مرد ترجمان

6

بایدکه ره سپارد وگوید به هند بوم

کایرانیان چه دیدند از تازبان زیان

7

از دشت تازیان سپهی جانگداز، کرد

جنبش به سوی بنگه ایران باستان

8

شاهنشهی برفت ز ما تا بیامدند

این دیوروی مردم بدخوی بدنشان

9

نز مردی و هنر، که بریخواری و فسون

این خسروی به دست گرفتند یک زمان

10

بردند خواسته به ستم ازکسان و زن

وندر گزیده باغ نشستند و بوستان

11

بخشند باغ ها به سران سپاه خویش

وز باغ و کشت ، ساو بخواهند بس گران

12

و آنگه فرشته گوید، بنگر که این دروغ

اندر فکند چند بدی ها درین جهان

13

نبود ازو کسی بتر اندر جهان ز ما

پتیاره دروغ گزندیست جاودان

14

آمد به خرمی دگر آن شاه شاهزاد

بهرامشاه ایزدی از دوده کیان

15

بازآوریم کین خود از تازیان چنانک

آورد باز رستم ، صد کین دیرمان

16

بتخانه های ایشان از بیخ برکنیم

سازبم پاک از ایشان یکباره خان و مان

17

تا این دروغ زن ها از بن براوفتند

گردد به داد راست سر مرز و مرزبان

متن شعر کپی شد.