کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شماره ۲۲۸ - تغزل

1

منصور باد لشکر آن چشم کینه خواه

پیوسته باد دولت آن ابروی سیاه

2

عشقش سپه کشید به تاراج صبر من

آن گه که شب ز مشرق بیرون کشد سپاه

3

رنجه شدم ز هجر به ارمان وصل او

غرقه شدم به بحر به امید آشناه

4

جانم دژم شد از غم آن نرگس دژم

پشتم دوتا شد از خم آن سنبل دوتاه

5

این درد و این بلا به من از چشم من رسید

جشمم گناه کرد و دلم سوخت بی گناه

6

ای دل مرا بحل کن وی دیده خون گری

چندان که راه بازشناسی همی ز چاه

7

بر قد سروقدان کمترکنی نظر

بر روی خوبرویان کمترکنی نگاه

8

ای دل تو نیز بی گنهی نیستی از آنک

از دیدن نخستین بیرون شدی ز راه

9

گیرم که دیده پیش تو آورد صورتی

چون صدهزار زهره و چون صدهزار ماه

10

گر علتیت نیست چرا در زمان بری

در حلقه های زلفش نشناخته پناه

11

ای دل کنون بنال در این بستگی و رنج

اینست حد آنکه ندارد ادب نگاه

12

چون بنده گشت جاهل وخودکام وبی ادب

او را ادب کنند به زندان پادشاه

متن شعر کپی شد.