کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شماره ۲۵۶ - چه داری؟

1

ای خواجه بجز سیم و زر چه داری ؟

چون علم نداری دگر چه داری ؟

2

زر وگهرت را اگر ستانند

ای خواجه والاگهر چه داری ؟

3

از علم شود خاک بی هنر زر

بنگر که ز علم و هنر چه داری ؟

4

آن قصرتورا علم بوده معمار

در وی تو بجز خواب و خور چه داری ؟

5

وان باغ تو را ذوق بوده طراح

خیره تو در آن گام بر چه داری ؟

6

این سیم و زرت مرده ریگ بابست

از بابت خوبش ای پسر چه داری ؟

7

گویی پدرم داشت علم و دانش

از دانش و علم پدر چه داری ؟

8

گر زر ز رواج اوفتد بناگاه

تو بهر خورش ماحضر چه داری ؟

9

ورکار به فکر و عمل گراید

از فکر و عمل برگ و بر چه داری ؟

10

ور از وطن افتی به شهر غربت

سرمایه در آن بوم و بر چه داری ؟

11

این زرکه به دست اندرست زر نیست

زان زر که بود زبر سر چه داری ؟

12

زور تن و اقدام و عزم و مردی

ذوق و فن و هوش و فکر چه داری ؟

13

امروز توپی میر و کارفرما

فردا که شدی کارگر چه داری ؟

14

از صنعت مردم بری تمتع

خود صنعتی ، ای نامور چه داری ؟

15

زان حرفه و پیشه کاید از آن

نفعی ز برای بشر، چه داری ؟

16

داری گهر معدنی فراوان

از معدن دانش گهر چه داری ؟

17

داری کتب ارزشی مکرر

زان جمله یکی خط ز بر چه داری ؟

18

بی علم بشر است شاخ بی بر

ای شاخه بی بر، اثر چه داری ؟

19

بی ذوق رجل گلبنی است بی گل

ای گلبن بی گل ثمر چه داری ؟

20

بر فرق تو هست این کلاه زببا

در زیرکلاه آستر چه داری ؟

21

وان جامه و رخت تو سخت نغز است

بنمای کز آن نغز تر چه داری ؟

22

ای خواجه ز علم و هنر گذشتیم

از دین و مروت نگر چه داری ؟

23

از جود و سخا یک به یک چه دانی ؟

وز مهر و وفا سربسر چه داری ؟

24

جز حیلت ومکر و دغل چه خواندی

جز نخوت و عجب و بطر چه داری ؟

متن شعر کپی شد.