کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شماره ۶ - سیل خون آلود اشکم بی خبرگیرد تو را...

1

سیل خون آلود اشکم بی خبرگیرد تو را

خون مردم ، آخر ای بیدادگر، گیرد تو را

2

ای شکرلب ، آب چشمم نیک دریابد تو را

وی قصب پوش آتش دل زود درگیرد تو را

3

ورگریزی زین دو طوفان چون پری برآسمان

بر فراز آسمان آه سحر گیرد تو را

4

باخبرکردم تو را خون ضعیفان را مریز

زان که خون بی گناهان بی خبر گیرد تو را

5

نفرت مردم به مانند سگ درنده است

گر تو از پیشش گریزی زودتر گیرد تو را

6

کن حذر زان دم که دست عاشق دلمرده ای

همچو قاتل در میان رهگذر گیرد تو را

7

ای خدنگ غمزه جانان ز تنهایی منال

مرغ دل چون جوجه زیر بال و پر گیرد تو را

8

خاک زیر و رو ندارد پیش عزم عاشقان

هر کجا باشد بهار آخر به بر گیرد تو را

متن شعر کپی شد.