کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شماره ۱۳ - غم طوقی از آهن شد و برگردنم آویخت...

1

غم طوقی از آهن شد و برگردنم آویخت

چون ژنده درویش، بلا در تنم آویخت

2

درگردن دلدار نیاویخته ، دستم

بشکست به صد خواری و در گردنم آویخت

3

آن طفل که پرورده دل بود چو اغیار

افتاد ز چشم من و در دامنم آویخت

4

بدگوبی جهال به بوم و برم آشفت

بیغاره حساد به پیرامنم آویخت

5

ببرید طبیعت ز هواهای دلم سر

وآورد ویکایک به سر برزنم آوبخت

6

بلبل صفت آفات سخن گفتن شیرین

در خانه و در لانه و درگلشنم آویخت

7

چون منطق شیرین مرا دید زمانه

از طاق فلک در قفس آهنم آویخت

8

بگداخت تنم شمع صفت وین دل سوزان

چون شعله فانوس به پیراهنم آوبخت

9

هر چیزکزان بیش دلم داشت تنفر

چون پرده تاری به در روزنم آوبخت

10

تاربکی افکار حریفان چو حجابی

گرد آمد و درییش دل روشنم آوبخت

11

حلاج صفت ، تا ز چه گفتم سخن حق

از دار بلا این فلک ریمنم آویخت

متن شعر کپی شد.