غزل · ملک الشعرای بهار
شماره ۱۴ - بسوختیم زبیداد چرخ و خواهد سوخت...
1
بسوختیم زبیداد چرخ و خواهد سوخت
کسی که علم فراموش کرد و جهل آموخت
2
بگو به سایه دیوار دیگران خسبد
کسی که خانه خود را به دیگران بفروخت
3
وطن زکید اجانب درون آتش و ما
به سر زنیم و بنالیم از اینکه آمل سوخت
4
شکافتیم و دربدیم و سوختیم ز جهل
به زیب پیکر ما گر جهان قبایی دوخت
5
بود زخون فقیرآنکه شربتی نوشید
بود ز مال یتیم آنکه ثروتی اندوخت
6
درین میانه بهارا نصیب رنجبر است
به هر کجا که ز بیداد آتشی افروخت