غزل · ملک الشعرای بهار
شماره ۱۶ - حشمت محتشمان مایه مرگ فقراست...
1
حشمت محتشمان مایه مرگ فقراست
داد ازین رسم فرومایه که در شهر شماست
2
یا رب این شهر چه شهر ست و چه خلقند این خلق
که به هر رهگذری نعش غریبی پیداست
3
می شنیدم سحری طفل یتیمی می گفت :
هر بلایی که به ما می رسد از این وزراست
4
خانه « محتشم » آباد که از همت او
شیون و غلغله در خانه مسکین و گداست
5
از خدایش به حقیقت نرسد برگ مراد
آنکه فارغ ز غم ومحنت مخلوق خداست
6
نوشداروی نصیحت چه دهد سود بهار
به مریضی که به هر قاعده محکوم فناست