کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شماره ۳۴ - شمعیم و دلی مشعله افروز و دگر هیچ...

1

شمعیم و دلی مشعله افروز و دگر هیچ

شب تا به سحر گریه جانسوز و دگر هیچ

2

افسانه بود معنی دیدار که دادند

در پرده یکی وعده مرموز و دگر هیچ

3

حاجی که خدا را به حرم جست چه باشد

از پاره سنگی شرف اندوز و دگر هیچ

4

خواهی که شوی باخبر ازکشف و کرامات

مردانگی و عشق بیاموز و دگر هیچ

5

روزی که دلی را به نگاهی بنوازند

از عمر حسابست همان روز و دگر هیچ

6

زین قوم چه خواهی که بهین پیشه ورانش

گهواره تراشند و کفن دوز و دگر هیچ

7

زین مدرسه هرگز مطلب علم که اینجاست

لوحی سیه و چند بدآموز و دگر هیچ

8

خواهد بدل عمر، بهار از همه گیتی

دیدار رخ یار دل افروز و دگر هیچ

متن شعر کپی شد.