غزل · ملک الشعرای بهار
شماره ۴۶ - درغمش هرشب به گردون پیک آهم می رسد...
1
درغمش هرشب به گردون پیک آهم می رسد
صبرکن ای دل شبی آخر به ما هم می رسد
2
شام تاربک غمش راگر سحرکردم چه سود
کزپس آن نوبت روز سیاهم می رسد
3
صبرکن گر سوختی ای دل ز آزار رقیب
کاین حدیث جانگداز آخر به شاهم می رسد
4
گر گنه کردم عطا از شاه خوبان دور نیست
روزی آخر مژده ی عفو گناهم می رسد